X جهت دریافت مجدد رمز با پشتیبان تماس بگیرید : 0216120

خرید کتاب قاتلان سحر

4 سال پیش

برای خرید کتاب قاتلان سحر نوشته دارن شان ترجمه فرزانه کریمی نشر موسسه انتشارات قدیانی، کتابهای بنفشه از لینک پایین صفحه استفاده نمایید .

دوران پرفریبی بود همه به یکدیگر مظنون بودند و این شرایط علت موجهی داشت ، هیچ نمی شد فهمید که هم پیمانی قابل اعتماد زمانی از تو رو برمی گرداند پنجه نشان می دهد و تکه تکه ات می کند .

اشباح و شبح واره ها درگیر جنگ بودند و نتیجه این جنگ به یافتن و کشتن ارباب شبح واره ها بستگی داشت . اگر اشباح موفق می شدند که ارباب شبح واره ها را بکشند ، پیروزی با آنها بود . در غیراین صورت ، دنیای شب به دست عموزاده های پوست ارغوانی آنها می افتاد که اشباح را نابود می کردند .

آقای دیسموند تینی به سه شبح ماموریت داده بود تا ارباب شبح واره ها را شکار کنند . من یک نیمه شبح هستم . آقای تینی گفته بود که در این شکار ، اشباح دیگر نمی توانند به ما کمک کنند اما غیر اشباح چنین اجازه ای داشتند که همکارمان باشند به همین دلیل تنها همراه ما آدم کوچولویی به نام هارکات مولدز بود . البته در مدت کوتاهی از این تعقیب و گریز ، جادوگری به نام بانوایوانا هم با ما همسفر بود .

ما بعد از نخستین رویارویی با ارباب شبح واره ها نخستین فرصت از چهار فرصت پیش بینی شده ما فقط به آنجا رفته بودیم تا دار و دسته شبح واره هایی را پیدا کنیم که انسان ها را می کشتند ، و جلو کارشان را بگیریم . در شهر ما دو رفیق دیگر را نیز به جمع خود راه دادیم . استیو زمانی بهترین دوستم بود . او گفت که شکارچی شبح واره ها شده است و قسم خورد که به ما کمک کند تا کار آن شبح واره های قاتل را یکسره کنیم . آقای کرپسلی به استیو مظنون بود او معتقد بود که استیو خونی شرارت بار و شیطانی دارد اما من متقاعدش کردم که فعلا بدبینی نسبت به دوست قدیمی ام را کنار بگذارد .

هدف ما شبح واره دیوانه و دست چنگکی بود . اتفاقا او هم یکی از دوستان سابق من بود . آر وی اسمی که مخفف رژی رژی بود هر چند او حالا ادعا می کرد اسمش رایچس وامپانیز است او زمانی از طرفداران حفظ محیط زیست بود تا اینکه مرد گرگی ، در سیرک عجایب دست هایش را گاز گرفت و آنها را قطع کرد . آر وی مرا مقصر این حادثه می دانست و به شبح واره ها پیوسته بود تا از من انتقام بگیرد .

ما می توانستیم آر وی را بکشیم اما چون می دانستیم که او با شبح واره های دیگر ارتباط دارد به جای کشتنش تصمیم گرفتیم فریبش دهیم تا ما را به محل آنها هدایت کند . چیزی که ما نمی دانستیم این بود که در حقیقت ما خودمان طعمه بودیم نه شکارچی ! در اعماق زمین درون تونل های زیر خیابان های شهر ده ها شبح واره منتظر ما بودند در میان آنها ارباب شبح واره ها و محافظش گانن هارست نیز حضور داشتند .

در غاری زیرزمینی ، استیو لئوپارد ماهیت حقیقی خود را آشکار کرد . او نیمه شبح واره شده بود و با آر وی و ارباب شبح واره ها نقشه کشیده بود که ما را به نابودی بکشاند . اما استیو ما را دست کم گرفته بود من او را شکست دادم و اگر آر وی دبی را اسیر نکرده و تهدید نکرده بود که به جای استیو دبی را می کشد حتما او را می کشتم .

در گیر  و دار این حادثه ، همدستان من تلاش می کردند که ارباب شبح واره ها را شکار کنند اما تعداد آنها خیلی بیشتر بود و او فرار کرد . شبح واره ها می توانستند همه ما را همان جا سلاخی کنند اما اگر چنین کاری را پیش می گرفتند خیلی از افراد آنها نیز کشته می شدند گانن هارست برای جلوگیری از خونریزی بیشتر ، به ما پانزده دقیقه فرصت داد تا فرار کنیم برای شبح واره ها هم آسان تر بود که به جای آن غار ، ما را داخل تونل ها بکشند .

من استیو لئوپارد را گروگان گرفتم و ونچا هم یک شبحزن را گروگان گرفت . شبحزن ها آدم هایی معمولی بودند که شبح واره ها شیوه ها و مرام خود را به آنها تعلیم می دادند و آنها را همدست خود می کردند . ما عقب نشینی کردیم و به این ترتیب آر وی می توانست هر بلایی سر دبی بیاورد . همه ما خسته و آشفته ، با شتاب از تونل ها می گذشتیم و می دانستیم که شبح واره ها به زودی به دنبالمان هجوم می آورند و اگر دستشان به ما برسد تکه تکه مان می کنند .


خرید کتاب خرید کتاب قاتلان سحر
کتاب معرفی کنید


بای بوک
مرورگر شما برای مشاهده سایت مناسب نیست لطفا یک مرورگر جدیدتر استفاده کنید
تلفن پشتیبانی : 0216120